عبد الحسين نوايى
147
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
بر اثر اين حركت ، اوضاع مغشوش آذربايجان مغشوشتر شد و روسها ، به عنوان حفظ جان و مال اتباع روس ، قوائى در حدود سه دسته پياده و يك باطرى توپخانهء كوهستانى و يك دسته مهندس به اردبيل فرستادند . نيروى آزادىخواهان تبريز كه ستار خان نيز در رأس آن قرار گرفته بود از پس رحيم خان برنيامده شكست خوردند . دولت مجبورا از طهران سپاهى به - سركوبى ياغيان فرستاد . فرماندهى اين سپاه با سردار بهادر جعفر قلى خان ( بعدها سردار اسعد شد ) پسر حاج على قلى خان سردار اسعد بختيارى و « مسيو » يپرم خان ارمنى انقلابى فعال بود . قواى ايندو ، پس از يك رشته محاربات سخت كه در يكى از آنها سردار بهادر نيز مجروح گرديد ، قواى رحيم خان را درهم شكستند . وى به طرف سرحد روسيه گريخت و چون افسون وى در اينكه از خطاهاى گذشته تقاضاى عفو مىكند و فرزندان خود را به رسم گروگان يكى به تبريز و يكى به طهران مى - فرستد در مليون موثر نيفتاد ، از مرز گذشت و دولت روسيه او را به عنوان پناهندهء سياسى تلقى كرده تقاضاى تسليم وى را از طرف حكومت طهران رد نمود . توقف چندينماههء قشون روسى ، به عناوين بىمعنى حمايت اتباع خارجى و حفظ انتظامات ، موجب شد كه وكلاى تندروى مجلس ، دولت را در مورد سياست خارجى استيضاح كنند . در اوايل محرم يكى از وكلا سؤالى از وزير خارجه در اين مورد نمود . روز شنبه 24 سال 1328 محرم وزير خارجه علاء السلطنه در مجلس حاضر شد و در جواب بيانات وكيل معترض مطالبى گفت . اما اين مطالب مجلس را قانع نكرد . وكيل تندروى تبريز تقىزاده برخاست و نطق سختى كرد و نسبت به سياست خارجى دولت و سياست تسليم آن به شدت اعتراض كرد . وزير خارجه هرچه خواست با بيانات خود مجلس را قانع كند نتوانست . بالاخره در مورد استيضاح رأى گرفتند . اكثريت ورقهء كبود دادند و بدينترتيب علاء السلطنه از وزارت ساقط شد و وزارت خارجه تحت كفالت ميرزا اسمعيل خان ثقة الملك درآمد و